^^^اعتـراف عاشـقانه^^^
اگر احساس رنج کردی بی حکمت نیست چیزی در دلت هست که باید بسوزد تا تو پاک شوی
زندگی معجون درد آوری است از لبخندهای زود گذر و انبوه غم و اندوه وسیلاب اشک تقدیم به عزیزم ... ××× به او بگویید دوستش دارم ×××
به او بگویید دوستش دارم با صدای آهسته... آهسته تر از صدای بال پروانه ها... به اون بگویید دوستش دارم با صدایی بلند... بلند تر از صدای پرواز کبوتران عاشق... به او بگویید دوستش دارم با هیچ صدایی... چون: فریاد دوستت دارم نیاز به صدای بلند یا کوتاه ندارد... فریاد دوستت دارم را میتوان با تپش یک قلب به تمام جهانیان رساند... بگذار بدون هیچ شرمی بگویم : دوستش دارم سپاس خداوندی را که سخنوران از ستودن او عاجزند . و حسابگران از شمارش نعمت های او ناتوان . و تلاشگران از ادای حق او درمانده اند. خدایی را که افکار ژرف اندیش ذات او را درک نمیکنند . و دست غواصان دریای علوم به او نخواهد رسید . پروردگاری که برای صفات او حد و مرزی وجود ندارد . و تعریف کاملی نمیتوان یافت . و برای خدا وقتی معین و سرآمدی مشخص نمیتوان تعیین کرد . مخلوقات را با قدرت خود آفرید . و با رحمت خود بادها را به حرکت در آورد . و به وسیله کوهها اضطراب و لرزش زمین را به آرامش تبدیل کرد... دانلود اهنگ بسیار زیبای عمرو دیاب به نام ویاه ودانلود اهنگ فوق العاده زیبای امین محمدی به نام بی سرپناه در ادامه مطلب اکسیر عشق از در درآمدی و من از خود به در شدم گویی کز این جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا که خبر میدهد ز دوست صاحب خبر بیامد و من بی خبر شدم گفتـــم ببینمش مـــــگرم درد اشـــــتیاق ساکن شود بدیدم و مشــــــتاق تر شدم چون شبـــنم اوفتاده بدم پیـــش افتــاب مهرم به جان رسید و به عیوق برشدم دستــم نداد قوت رفتن به سوی دوست چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم تا رفتنـــــش ببیـــنم و گفتـــنش بشنــوم از پا تا به سر همه سمع و بصر شدم من چشم ازاوچگونه توانم نگاه داشت کاول نظر به دیدن او دیده ور شدم بیزارم ازوفای تو یک روزو یک زمان مجموع اگرنشستم وخرسند اگرشدم اورا خود التفــــات نبودی به صید من من خویشــــتن اسیر کمند نظر شدم گویند روی سرخ توسعدی که زرد کرد؟ اکسیر عشق بر مسم افتاد و زر شدم شنبه ١٩/١٠/٨٨ امتحانای ترم داره تموم میشه امروز قبل ازین که امتحان شروع بشه روی صندلیم نشسته بودم داشتم فکر میکردم یه حس عجیب و جالبی داشتم حس کردم این امتحانا مشابه امتحان الهی و اون دنیا میمونه . لحظه امتحان مثل اون لحظس که که از ادم بازخواست میشه. و اون موقع هیچ چی و هیچ کس همرات نیستن نه خانوادت نه دوستای صمیمیت نه کتابا و وسایلات و نه هیچ چیز دیگه ! خودتیو خدای خودت اون موقع هست که ادم یاد کاراش و پشیمونی هاش می افته که میتونسته و انجام نداده ، اون لحظه فقط خداست که ارامش میده و ادم فقط از خدا میتونه کمک بخواد و واقعا هم خداست که میتونه به ادم کمک کنه.حالا اگه ادم خوبی باشی به حرفت گوش میده و اگرم نباشی ...! خدا به فریادت برسه !!! پس چقدر خوبه ادم به اون چیزی که واقعا دوس داره بشه، برسه ! اخه ادما گاهی دوست ندارن اونی باشن که هستن ولی بعضی چیزا مانع میشه که اونطوری باشن و همش عذاب وجدان میگیرن و ارامش درونی شون رو از دست میدن ...اون لحظه امتحان لحظه ایست که واقعا ادم دستش به جایی نمیرسه ... از خدا میخوام به خودم و همه ادما اراده ای بده تا همه بتونن خودشون باشن نه اون چیزی که دوس ندارن افـــوض امــری الی الله ان الله بصیر بالعباد تقدیم به کسی که مهرش بی دریغ و دلتنگیم برایش بی پایان است : دلم در دیدن رویت همیشه میکند فریاد به یاد اولین دیدار که مهرت در دلم افتاد ساده میگویم عزیزم دل بریدن ساده نیست چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست
به خاطر روی زیبای تو بود که نگاهم به روی هیچ کس خیره نماند به خاطر دستان پر مهرو گرم تو بود که دست هیچ کس را در هم نفشردم به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود که حرفهای هیچ کس را باور نداشتم به خاطر دل پاک تو بود که پاکی باران را درک نکردم به خاطر عشق بی ریای تو بود که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم به خاطر صدای دلنشین تو بود که حتی صداهای هزار نی روی دلم ننشست و به خاطر خود تو بود فقط به خاطر تو
قطار میرود...تو میروی...تمام ایستگاه میرود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام
به حرمت آن شاخه گل سرخ که لای دفتر شعرم نشکفته خشکید ! به حرمت اشک ها و گریه های سوزناکم نه تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی میبینی؟ قصه به پایان رسیده است و من همچنان در خیال چشمان زیبای تو ام که ساده فریبم داد! قصه به آخر رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویاها دلگیرم ...
دانلود اهنگ خیلی قشنگ سر سازش از علی تکتا http://www.4shared.com/file/170430378/56b62520/Ali_Takta_-_Sare_Sazesh__WwwTa.html در اندوه اینده خود را مباز... که اینده خوابی است چون پارها سلام کی میتونه جواب این سوالو بده جزای توبه شکستن چیه؟ (یعنی اگه قصد توبه شکستن داشته باشی!) راستی واسه هدیه چی پیشنهاد میکنین ؟ (مثلا واسه یک دبیر) in the name of God دیگر عادت کرده ام که نگاهت را در شب جستجو کنم.حرفهایت را در سکوت زمزمه کنم و بوسه ات را به دروغ خاطره...آه...که تو هزاران فرسنگ دوری ومن پر از حس توام. در آسمان،در این کویر،در خیالم به دنبال لبخند گم شده ات می گردم.کدام را باور کنم؟! سردی صدا یا گرمی دستهایت را که شعله می کشید به قلبساده ام...کدام یک به این پر احساسی سبب بخشیده.انگار صدایت در گوشم هنوز زمزمه ی یأس می خواند و من عاشقترم.انگار هنوز پر از حس خواهشم،که بمانی و بدانی که چقدر دوستت دارم. بمانی وببینی که از هر ثانیه خاطره ای خواهم ساخت،خاطره ای ازدوست داشتن،از با هم بودن ،از عشق...بمانی وبشنوی غزلهایی را که برای چشمانت خواهم سرود. بی تو هر روزم آن طلوع شب تنهاییست. تنها به اندازه ی یک نگاه، یک لبخند،یک بوسه، یک گذشت...فاصله داشتیم؛شاید.و چه حیف که تو دریا را نگریستی ومن دور شدنت را... خوشبختی ما در سه جمله است. تجربه از دیروز ، استفاده از امروز ، امید به فردا... ولی ما با سه جمله دیگر زندگی مان را تباه می کنیم. حسرت دیروز ، اتلاف امروز ، ترس از فردا دکتر علی شریعتی محتاج عشق کسی که محتاج عشق است در دنیای تنهایی با محرومیت میسوزد و جز خدا کسی نمیتواند انیس شبهای تار او باشد و جز ستارگان اشکهای اورا پاک نخواد کرد و جز کوههای یلند رازو نیاز او را نخواهند شنید و جز مرغ سحر ناله صبحگاه او را حس نخواهد کرد. عشق است که روح مرا به تموج وا میدارد و قلب مرا به جوش می آورد. استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند و مرا از خود خواهی و خود بینی می راند. دنیای دیگری حس میکنم و در عالم وجود محو میشوم. احساس لطیف ، قلبی حساس و دیده ای زیبا بین پیدا میکنم. لرزش یک برگ ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک ، نسیم ملایم سحر ، موج دریا و غروب آفتاب ، همه احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم مرا به دنیای دیگری می برند. اینها همه و همه از تجلیات عشق است. شهید چمران دانلود اهنگ بسیـــــــــــــار زیبای امین رستمی به نام دلم گرفته
http://www.4shared.com/file/145417371/14cade19/Amin_Rostami_-_Delam_Gerefte.html خدایا شگفتا من درون دره های پایین دست ایستاده ام آنوقت میخواهم ابرهاوستارگان رابانوک انگشتانم جا به جا کنم ! چه آرزوی محال و بیهوده ای کاش خودم را نمیدیدم حتی دگمه هایی را که بر پیراهن تیره ام میدرخشند خدایا جای پای تورا بر اسمان و دریا میبینم بر شالیزارها و مزارع گندم بر تپه ها و کویرهای داغ و صخره های سرکش با این همه چرا پرده های سیاه و ضخیم تردید را کنار نمیزنم؟ چرا آن روز که سیبی سرخ در دست داشتم به تو تعارف نکردم؟ خدایا مگر من از کلمه آفریده ای که وقتی با تو حرف میزنم ذره ذره آب میشوم و کلمات یکی - یکی از من جدا میشوند و بر زمین می افتند ؟ دوست دارم آن قدر با تو حرف بزنم که فقط یک کلمه از من باقی بماند : "تو" خدایا همه گلهای وحشی که در دستهایم می رویند و همه رودخانه هایی که در قلبم موج میزنند برای تو بوسه های بکر و تازه من و کاسه ای که از آن آفتاب مینوشم برای تو ، خیابانهایی که عاشقانه در آن قدم میزنم و لباسهایی که رو به دریا بر طناب پهن میکنم برای تو ، فقط برق نگاه مهر آمیز تو برای من ! خدایا چه آسان میتوان تو را دوست داشت ، بی هیچ تکلف و بهانه ای و بهشت همین حیاط کوچک خانه ماست ، وقتی فرشته ها برای شنیدن نام تو از دهان من از پله های عرش پایین می آیند ! خدایا چرا نا امید باشم ؟ چرا برگهای مرده را دور بریزم ؟ وقتی قایق های شکسته هم میتوانند آرام آرام مرا به سوی تو بیاورند . چرا نا امید باشم؟ وقتی هنوز میتوانم پنجره اتاقم را باز کنم و صدای قدمهای رهگذران سربلند را بشنوم . چرا نا امید باشم ؟ وقتی هنوز میتوانم صبح زود بیدار شوم و قبل از این که به زندگی سلام کنم به تو بگویم : "دوستت دارم" ریحانه
من از عهد آدم تو را دوست دارم ، از آغاز عالم تو را دوست دارم ، چه شبها من و آسمان تا دم صبح ، سرودیم نم نم تو را دوست دارم ، نه خطی نه خالی نه خواب و خیالی ، من آن حس مبهم تو را دوست دارم ، سلامی صمیمی تر از غم ندیدم ، به اندازه غم تو را دوست دارم ، بیا تا صدا از دل سنگ خیزد ، بگوییم با هم تو را دوست دارم ، جهان یک دهان شد هم آواز با ما ، تو را دوست دارم تو را دوست دارم دانلود اهنگ دلنوازان http://www.4shared.com/file/136818992/a5be452/AliLohrasbi_Delnavazan_192.html وقتی به گذشته فکر میکنم میبینم خیلی ارزو داشتم به این سن برسم ! فکر نمیکردم اینقدر زود ... ولی اصلا نارحت نیستم و باز هم ارزو میکنم خیلی زود یک ساله دیگه هم بگذره .. خیلی دوست دارم از این سن رها بشم نمیدونم چرا ... خیلی فکر میکنم که چرا روز تولدم روز مهمیه ! اونم توی این سال حتما یه حکمتیه مگه نه؟ خدا کنه !!! ولی اگه بشه (که میشه) میخوام یه تحولی توی این سال ایجاد کنم نمیخوام این سالم مثل سالهای دیگه همینطوری بگذره حتما تغییرش میدم میخوام خیلی قشنگ ترش کنم امروز فرصت خوبیه که از اونایی که دوسشون دارم یا خیلی کمکم کردن تشکر کنم !(یا هر دو!!!) 1. خدا ... دیگه نمیدونم چی بگم خودش میدونه ! حرفام بهش زدم. 2. مامان گلم واااااااااااااای میمیرم براش! البته به خودش بگم که باور نمیکنه !!! میگه اگه دوستم داری یه ذره به حرفام گوش کن ! اولین و اخرین یار و همراه من وتنها کسی که همیشه تو شادیها و غصه هام شریکه گریه کنم ناراحته بخندم خوشحاله به جرات میتونم بگم مامانم تکه ! هیچ مامانی این طوری نیست ! هرکی دیده اعتراف کرده 3.محمد (اولین کسی که توی سال 88 باهاش اشنا شدم) نمیدونم چه حکمتی بود که این اشنایی صورت بگیره احتمالا به نفع من و به ضرر محمد !!! با همه بدی ها و خوبیات دوست دارم ( اینو یادت نره ) فقط یه چیز» جون من کوتاه بیا !!! 4. از همسر عزیزش مریم که خیلی خیلی دوسش دارم اولین خانمی که بهش افتخار میکنم صبوریش قابل تحسینه ! خیلی کمکم کردی ممنون دوست دارم 5. دوستای بسیار صمیمیه نتیم : مثل نیلوفر ، محیا ، سامیه ، هدیه ، ندا ، پرنیان ، سارا ، شیوا با اینها خیلی صمیمیم و همچنین بقیه دوستای اینترنتیم ! که توی لینک ها اسماشون هست همین دیگه !
اولش همه شکل هم هستیم چه جوری؟ کاشکی یه راه بلد بودم فقط برای فراموش کردن البته من میدونم راهش چیه . متاسفانه دست من نیست یکی دیگه باید حلش کنه و کمکم کنه بذاره فراموشش کنم حداقل این که از تنهایی دق نکنم باید کمکم کنه ولی نه تنها کمک نمیکنه بلکه بیشتر اذیتم میکنه اونو به یاد بیارم خدایا ااا الان یه مسیج واسم اومد نوشته بود : اگه 2 تا خورشید از 5 تای اون کتیبه مال تو بود به 20 سال پیش برمیگشتی چیو تغییر میدادی ... من که هنوز 20 سالم نشده ولی اگه به چند سال پیش برمیگشتم اون چیزایی که باعث میشه الان به خاطرش زجر بکشم و روز خوش نداشته باشم از سر راهم برمیداشتم ... خیلی ناراحتم شدت ناراحتم خیلی زیاده میدونم وقتی ناراحتم نباید تصمیم بیجایی یا حتی تصمیمی که قلبم میگه رو نباید بگیرم... فعلا فقط برای اینکه اروم بشم اومدم فقط حرف دلمو مینویسم ولی خیلی بده که اینجا نمیتونم همه چیزی که دلم میگه بنویسم پس این همه حرف دلم نیست... بیشتر درکم کنید.................................اینا همه حرفاااااااااااام نیست کجا خودمو خالی کنــــــــــــــــــــــــــــــــــم ؟ وای خدای من امروز احساس کردم واقعا قلبم گرفته خیلی شدید حتی نتونستم گریه کنم ..... نمیدنم خیلی عجیب بود ... بهترم ولی نه هنوز اثارش هست ... واسم دعا کنید ... 


:ادامه مطلب:



![]()
![]()
![]()

.
.
.
بی تو

![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()



کوچولو و کچل
حتی صداهامون هم شبیه به همدیگه است
با اولین گریه بازی شروع میشه
هی بزرگ می شیم
بزرگ و بزرگتر
اونقدر بزرگ که یادمون میره
یه روز کوچولو بودیم
دیگه هیچ چیزیمون شبیه به هم نیست
حتی صداهامون
گاهی با هم می خندیم
گاهی به هم!
اینجا دیگه بازی به نیمه رسیده
:
واسه بردن بازی
روی نیمه ی دوم نمی شه خیلی حساب کرد
گاهی باید برای بردن بازی
بین دو نیمه
دوباره متولد شد!
یک سال دیگه گذشت
یکی میگه یک سال دیگه بیهوده گذشت
یکی میگه یک سال بزرگتر شدم
یکی میگه یک سال پیرتر شدم
یکی میگه یک سال دیگه تجربه کسب کردم
یکی میگه یک سال به مرگ نزدیک تر شدم
یکی هم اصلا براش مهم نیست و هیچی نمیگه.
منم یک سال بزرگتر شدم ... یکسالی که نمی دونم توش واقعا تونستم « بزرگ » بشم یا نه ؟ ... تونستم با مشکلات خودم کنار بیام ؟ ... تونستم همونی باشم که هستم ؟ ... تونستم بعضی از عیب هام رو برطرف کنم ؟ ... تونستم کسی رو نرنجونم ؟ ... تونستم دل کسی رو شاد کنم ؟ ...
نمی دونم ... باید فکر کنم ... شاید اونجوری که می خواستم باشم نبودم....ولی یکسال بزرگتر شدم...اونم خیلی سریع ....

| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |






